پيام
+
گاهي آنقدر در روز مرگي غرق مي شويم که فراموش مي کنيم
ساده ترين داشته هاي ما شايد آرزوي فرد ديگري باشد
ما از امر ونهي پدر کلافه هستيم و
ديگري در آرزوي شنيدن صداي پدرش
ما از باب ميل نبودن غذا به جان مادرمان غر مي زنيم و
ديگري در حسرت صدا کردن نامش وشنيدن جوابش
از گرما مي ناليم
از سرما فرار ميکنيم
در جمع ازشلوغي کلافه مي شويم .
ودر خلوت از تنهايي بغض مي کنيم ....

غزل صداقت
94/1/27
هما بانو
چقدر اين تصوير دلنشين هست .. من از اين تصوير دو خاطره به يادماندني از مرحومه عمه پيرم و مادربزرگ خدابيامرزم دارم :)
*محمد حسين*
خدا رحمتشون کنه
من.تو.خدا
احسنت به شما